اسلایدر

چیستی نوآوری در رسانه و مبهم بودن شاخص‌های آن در بین صنعتگران این حوزه (بخش اول)

چند سالی است که مفهوم و پدیده نوآوری رسانه (Media innovation) توجهاتی را در میان جامعه دانشگاهی، محافل سیاسی و متصدیان حوزه نوآوری به خود جلب کرده است. با این حال، هنوز هم به این پدیده چندان پرداخته نشده و به خوبی شناخته شده نیست. به وضوح مشخص است که نوآوری یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد اقتصادی، رقابت‌پذیری و پیشرفت هم‌زمان و متناسب تجارت و کشورها است.

صنعت رسانه نیز از این قاعده برکنار نیست، در سراسر جهان شرکت‌های رسانه‌ای در حال دگرگونی و تغییرات پی در پی هستند. این تحول تا حد زیادی به دلیل دیجیتالی شدن رخ داده است، فرآیندی که طی آن گونه‌های متنوع و مختلف محتوای تولیدشده دیجیتالی جمع‌آوری و از طریق دستگاه‌ها و کانال‌های متعدد توزیع دیجیتال بین مصرف‌کنندگان پخش می‌شود.

دیجیتالی شدن، یک پیکربندی مجدد از دو عنصر شبکه ارزش و جریان سود و درآمد را در صنعت رسانه و محتوا به وجود می‌آورد، که این امر به نوبه خود باعث نوعی عدم قطعیت، درگیری و تغییرات استراتژیک در محیط و اکوسیستم جدید رسانه‌ای می‌شود. نوآوری برای شرکت‌های رسانه‌ای جهت رویارویی با این تغییرات به شدت پویا، ضروری است. بقا و استقرار در چنین شرایطی نیاز به نوآوری فعالانه دارد و امروزه حفاظت از کسب و کار اصلی به تنهایی کافی نیست.

بحث بر سر چیستی نوآوری، موضوعی است که در سطح کلان اقتصادی نیز قابل مشاهده است، برای مثال این که از نظر اقتصادی چقدر نوآوری در بخش رسانه وجود دارد؟ بین کسانی که بر فقدان توجه به نوآوری در صنعت رسانه تأکید می‌کنند و کسانی که نوآوری را در فعالیت‌های روزمره شرکت‌های رسانه‌ای جاری می‌دانند؛ بحث و مناظره‌ای همیشگی بر سر این مسئله وجود داشته است . همچنین در سیاست و مباحث کلان سیاسی، نوآوری رسانه‌ای دو پهلو و مبهم بیان می‌شود.

وضعیت صنعت رسانه در مقوله نوآوری

نتایج تجزیه و تحلیل شاخص‌های آماری در حوزه تحقیق و توسعه سه فرضیه را در رابطه با نوآوری رسانه‌ای مطرح می‌کند:

 ۱. صنایع رسانه و محتوا بسیار کمتر از صنایع فناوری و اطلاعات، نوآورانه است.

 ۲. شاخص‌های آماری برآمده از فعالیت‌های تحقیق و توسعه، به درستی نمی‌توانند نوآوری در صنایع رسانه و محتوا را نشان دهند.

 ۳. فعالیت‌های نوآورانه در رسانه‌ها و محتوا تا حد زیادی در بخش‌های دیگر، مثلا در بخش فناوری و اطلاعات، اتفاق می‌افتند.

در حالی که شاخص‌های آماری فرضیه دوم را تأیید می‌کنند، مصاحبه‌های محدود و تخصصی در منطقه فلاندرز نشان داد که شواهدی در موید قضیه‌های نخست و سوم نیز وجود دارند.

به طور کلی، دانشمندان توافق نظر دارند که نوآوری در واقع معرفی هر چیز جدیدی است که دارای ارزش و یا کاربرد باشد. نوآوری به کار‌گیری یک اختراع برای استفاده در عمل است. علی رغم سادگی این مفهوم، تمام قسمت‌های تعریف نیاز به توضیح و شرح دقیق دارند: منظور از معنای جدید بودن چیست؟ هدف از جدید بودن (محصول، فرآیند و غیره) چیست؟ و معنای استفاده کاربردی چیست؟

 موضوع نو بودن در اصل مربوط به میزان رادیکال بودن تغییر در مقایسه با دیگر شیوه‌های عملی موجود است. خاستگاه این تمایزها در حوزه رسانه، بین نوآوری‌های واقعی، محصولات شبه‌ جدید و محصولات تقلیدی (کپی محصولات رقیب) است و اینکه نو بودن و تازگی در سطح جهانی یا منطقه‌ای یا اینکه فقط خود سازمان را شامل می‌شود، به نوبه‌ی خود مسئله‌ای‌است.

نوآوری رسانه‌ چیست؟

 با توجه به اینکه مبحث نو بودن و تازگی فقط مخصوص نوآوری رسانه‌ ای نیست، این مبحث در رسانه به چه چیز مربوط می شود؟ برای مثال یک محصول، خدمت، فرآیند، مدل کسب و کار جدید، محتوا، فرم و قالب؛ نو بودن و تازگی در مورد کدام یک خاص‌تر است؟ به طور سنتی، با مطالعه ادبیات نوآوری، از آن به عنوان ایجاد ارزش از طریق معرفی محصولات جدید، فرآیندها و خدمات تازه، راه‌های جدید سازمان‌دهی کسب و کار (مدل تجاری نوآوری یا نوآوری سازمانی) و  یا به طور کلی راه‌های جدید انجام کارها یاد می‌شود.

سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD)، دستورالعمل‌های مربوط به جمع آوری اطلاعات در رابطه با نوآوری را در کتابچه راهنمای (Oslo manual) خود گردآوری کرده است.

نوآوری در این کتابچه این‌گونه تعریف شده است: «معرفی کالا یا خدماتی که جدید باشند یا بر اساس ویژگی‌ها و نوع کاربردشان به طور قابل توجهی بهبود یافته باشند. این جدید بودن و بهبود شامل پیشرفت‌های قابل توجه در مشخصات فنی، قطعات و مواد اولیه، نوع نرم‌افزار گنجانده شده، کاربر‌پسند بودن یا دیگر ویژگی‌های کاربردی است»

در سال‌های اخیر، مفهوم آمیخته سیاست نوآوری به شیوه‌ای محبوب برای فکر کردن در مورد تعادل، و انسجام وظیفه راهبردی سیاست و ابزار اجرای آن، تبدیل شده است. در حالت ایده‌آل، وظیفه سیاست‌گذاران نوآوری پیدا کردن آن ترکیب بهینه از سیاست و پیاده سازی است که تعاملات بین ابزارهای مختلف سیاست را در نظر گرفته و حمایت متعادل از چالش‌هایی که سیستم‌های نوآوری با آن رو به رو هستند را تضمین کند. کلید ارزیابی آمیخته سیاست نوآوری، پرسیدن این سؤال است که آیا این مخلوط یا ترکیب مناسب، کارآمد و اثر بخش هست؟ همچنین پرسش در مورد اینکه چگونه یک ترکیب جدید طراحی می‌شود؟

افزایش شناخت پیچیدگی‌های عوامل تعیین‌کننده نوآوری، منجر به پدید آمدن تعداد زیادی از ابزارهای ممکن برای نشان دادن نوآوری شده است؛ در حالی که هم زمان، ارزش‌های سیاست نوآوری و ابزار آن را می توان در سطوح بین المللی، ملی و همچنین منطقه‌ای پیدا کرد. این سطوح باید با هم هماهنگ باشند، اما چنین حکومت‌داری چندسطحی تمایل به توسعه ندارد.

بخش دوم این مقاله را در پژوها بخوانید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن