اسلایدر

سلبریتی ها نیروهای پیشران و پَسران منابع انسانی در صدا و سیما

یکی از مهم‌ترین بخش‌های مدیریتی یک سازمان بخش منابع انسانی آن است. مدیریت منابع انسانی را شناسایی، انتخاب، استخدام، تربیت و پرورش نیرو به منظور رسیدن به اهداف سازمان نیز تعریف کرده‌اند. به بیان دیگر، مدیریت منابع انسانی عبارت است از «تحلیل نیازهای انسانی یک بخش، با توجه به شرایط متغیر و انجام اقدامات لازم برای پاسخگویی به این نیازها»

ارزشمندترین سرمایه هر تشکیلاتی، نیروی انسانی است، آن‌که به عنوان بخش ارزشمند و عمده سازمان، رشد و پایداری مجموعه خود را بر عهده دارد.

در سازمان‌های رسانه‌ای، سه گونه نیروی انسانی فنی، پشتیبانی و محتوایی حضور دارند و در این میان، اهمیت نیروهای محتوایی به دلیل تأثیر مستقیم فعالیت آن‌ها بر محصولات و جذب مخاطب توسط آن‌ها ، دو چندان است و در بین نیروهای محتوایی نیز «ستاره‌ها» نقش اساسی را ایفا می‌کنند. این موضوع در مدیریت منابع انسانی سازمان صدا و سیما نیز صادق است.

ستاره‌ها و به اصطلاح سلبریتی‌های رسانه‌ای

ستاره به کسی گفته می‌شود که رهبری مستقیم یا غیر مستقیم بخشی از زندگی مردم را بر عهده دارد، در اذهان عمومی از اهمیت و قدرت نسبی برخوردار است؛ به دلیل موفقیتش شهرت کسب کرده که از طریق دیده شدن یا شنیده شدن در عرصه رسانه از سوی مردم بوده است.

در بسیاری از برنامه‌ها، این ستاره‌ها هستند که در حقیقت، آخرین حلقه ایجاد فرآیند ارتباطی سازمان صداوسیما با مخاطب را شکل می‌دهند؛ زیرا با اجرای آن‌هاست که برخی مواقع هدف پیام‌رسانی تحقق می‌یابد و این فرآیند کامل می‌شود. صداوسیما به عنوان بزرگترین سازمان رسانه‌ای در صورتی می‌تواند موفق عمل کند که نیروهای کلیدی مثل گویندگان، مجریان و بازیگران خود را به درستی مدیریت کند، برای آنها در تمامی مسیر شغلی برنامه داشته باشد و برای انضباط بخشیدن به کار آن‌ها چه در داخل و چه در خارج از سازمان، هنجارها و مقرراتی را تعیین و تبیین کند؛ لکن در صورتی که اهداف فردی ستاره‌ها با اهداف سازمان متفاوت باشد؛ این نیروها تبدیل به قدرت‌هایی می شوند که از اراده سازمان خارج شده‌اند و حتی می‌توانند گاهی آن را به چالش بکشند.

می‌توان گفت ستاره دارای برخی ویژگی‌های ذاتی است که می‌تواند در رسانه متمایز از دیگران باشد، اما با این حال، زیبایی‌های ظاهری و بصری نیز در محبوبیت و جلب توجه رسانه‌ها به او اهمیت دارد. از طرفی بخشی از نگاه‌ها به ستاره‌ها به دلیل توهمی است که مخاطبان در ذهن خود از آن‌ها ساخته‌اند و به نوعی ستاره‌ها را انسان‌هایی ورای افراد عادی جامعه و آرزوهای دست نیافتنی تلقی کرده‌اند.

نخبگان جامعه، ستاره‌ها را انسان‌هایی می‌دانند که ضمن مردمی بودن و در دسترس بودن، با دانش و متخصص باشند و به نوعی ستاره مؤلف لقب گیرند.

علل مشکل‌ساز شدن ستاره‌ها در فضای رسانه‌ای کنونی

کافیست عبارت نقش سلبریتی‌ها در صدا و سیما را جست و جو کنید تا متوجه شوید حضور این نوع نیروی انسانی چگونه می‌تواند یک سازمان رسانه‌ای را دچار چالش کند. حال با توجه به طرح دغدغه‌ و بروز تبعات ناشی از عدم رعایت آن در سازمان صدا و سیما می‌توان علل مشکل‌ساز شدن ستاره‌ها برای سازمان را تشریح کرد:

  1. عدم به رسمیت شناختن ستاره‌ها توسط سازمان منابع انسانی صدا و سیما
  2. عدم رابطه سازمانی با ستاره‌ها و بی‌هویت‌سازی سازمانی آن‌ها
  3. عدم وجود نظام آموزشی، تشویقی و تنبیهی مدون که منجر به پدیده مشهور بی‌سواد و ستاره مقلد می‌شود.
  4. وحشت مدیران سازمان از ستاره‌های ساخته دست خودشان جهت کمترین ایجاد تنش با آن‌ها
  5. تقدم وجه زیبایی شناختی بصری و ظاهری بر منظر محتوایی ستاره تلویزیونی
  6. در اختیار گرفتن ستاره توسط تهیه‌کننده به جای سازمان
  7. نبود نظام‌نامه مالکیت معنوی که حقوقی از جمله حق تصویر، شهرت، تجاری‌سازی شخصیت و غیره را در بر می‌گیرد.

کاتالیزورهای مشکلات حاصل از ستاره‌ ها در منابع انسانی صدا و سیما

در کنار همه این دلایل، در این نوع فضای مدیریتی بستر‌هایی که نقش کاتالیزور برای به ثمر رساندن هر چه زودتر این علل و عوامل را دارند، ایجاد شده است؛ از جمله توسعه آنتن و پلتفرم‌های بدون پشتوانه و ایجاد الگوهای نمایشی متعارض در داخل و خارج سازمان، عدم تخصص مدیران صدا و سیما در حوزه رسانه و عدم آشنایی آن‌ها با ضوابط و لوازم آن، که بخشی از این موضوع سبب می‌شود که مدیر، ستاره را جلوتر از خودش ببیند.

یا بدین صورت حتی میتوان کمبود بودجه عمومی و وابستگی سازمان به بودجه دولتی و در نتیجه عدم توانایی تامین مالی ستاره را به عنوان یک تسریع دهنده مطرح کرد.

راهبرد کنونی سازمان صدا و سیما چه باید باشد؟

در کنار همه این مواردی که گفته شد، حال باید به این فکر کرد که راهبرد کنونی سازمان صدا و سیما چگونه باید باشد؟

در واقع مدیریت منابع انسانی صداوسیما باید قدم‌های ابتدایی را در مسیر ساختار جذب ستاره‌ها بردارد. تغییر در شیوه نگاه به جذب ستاره‌ها به نحوی که آنها را به عنوان نیروهای سازمان به حساب آورد و با آن‌ها قرارداد رسمی و بلندمدت منعقد کند، می تواند در هویت بخشی به آن‌ها مؤثر واقع شود.

در این حالت سازمان با در پیش گرفتن راهبرد درست و پیشنهادی کنونی در شرایط اقتصادی نابسامان می‌تواند به سمت درآمدزایی از ستاره‌ها برود و این در حالی است که راحت‌تر از گذشته قادر است اعمال و رفتار ستاره‌ها را بیرون از سازمان کنترل کند، حتی این مسئله می‌تواند چالش ستاره‌ها را در سازمان کاهش دهد و به بالا بردن کیفیت برنامه‌های تلویزیونی بینجامد، به بالا بردن قدرت چانه‌زنی صداوسیما کمک کند و ایجاد ساز و کار چرخشی برای تولید و گسترش ستاره‌ها را نیز به ارمغان آورد.

تشریح مقوله پیامدهای مدیریت منابع انسانی ستاره‌های تلویزیونی، علاوه بر اینکه منافع و نتایجی را در داخل سازمان به همراه دارد، پیامدهای بلندمدتی را نیز در فضای بیرون از سازمان ایجاد خواهد کرد. سازمان صداوسیما با این مدل به مرور می‌تواند در رقابت با شبکه‌های خارجی به قدرت برتر تبدیل شود و در فضای رقابت با تلویزیون‌های اینترنتی نیز از مزیت اصلی خود یعنی ستاره‌ها به نحو احسن بهره بگیرد و حتی خود یکی از قدرت‌های اصلی در زمینه تلویزیون‌های اینترنتی باشد. از سویی، این مدل در دراز مدت به خودکفایی اقتصادی صدا و سیما کمک خواهد کرد و علاوه بر بالا بردن قدرت چانه زنی مدیر رسانه با ستاره‌ها از فرار آنها به سمت شبکه‌های خارجی و یا تلویزیون‌های اینترنتی جلوگیری خواهد کرد. خودکفایی اقتصادی صدا و سیما به استقلال این سازمان کمک می‌کند و این استقلال، قدرت نقادی صداوسیما و صراحت لهجه آن را بالا می‌برد؛ و حاصل این امر، افزایش مخاطبان و جلب اعتماد آنان به رسانه ملی خواهد بود.

جهت اطلاع بیشتر پیرامون شناخت نوع مدیریت ستاره‌های تلویزیونی و سینمایی به مقاله «طراحی مدل مفهومی مدیریت منابع انسانی ویژه ستاره‌های تلویزیونی» در سایت پژوها مراجعه فرمایید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن